۱۳۹۲ خرداد ۱۷, جمعه

چه ائتلافی!



انگار برخی از دوستان ما، در غار اصحاب کهف بودند و بعد از چند سال بیدار شدند.  نمی دانند که در انتخابات پیشین چه گذشت و در انتخابات پیش رو نیز شورای نگهبان چگونه با پر رویی کامل هاشمی را رد صلاحیت کرد.
دوستان، حکایت انتخاب روحانی یا عارف در این انتخابات، از جهت غیر ممکن بودن، حکایت همان کسی است که با یک خیک ماست و  آب  دریا، می خواست یک دریا دوغ درست کند. بله اگر میشد خوب میشد اما نمی شود. خامنه ای تازه یاد گرفته که می شود نتایج انتخابات را هرچیزی که خودش می خواهد اعلام کند بعد بگوید  به پیر و به پیغمبر تقلب نکردیم. دروغ هم که برای حفظ نظام واجب است تازه خودش فتوا هم می دهد.
حفظ نظام از اوجب واجبات است یعنی همین که که آقایان به خودشان اجازه می دهند هر خدعه و نیرنگی را به کار ببندند که سر کار بمانند. چون به نظر خامنه ای نظام و اسلام یعنی خود شخص خامنه ای، و برای حفظ این موقعیت ، دروغ و دول که سهله، کشت و کشتار هم مجاز است.
خامنه ای چنان صحنه آرایی کرد که روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه هم از عرصه سیاست بیرون رفتند و دیگر نمی توانند سهم خواهی کنند.
 حالا که همه رقبا را بیرون کرده و سلطان مطلق شده، می آید و به هاشمی و یا خاتمی سهم می دهد؟     یعنی فکر می کنید خامنه ای آنقدر ساده است که نمی فهمد آمدن روحانی و عارف یعنی بازگشت به عصر اصلاحات و ایشان باید گوشه انزوا بگیرد.
حالا که احمدی نژاد می رود و همه این بدبختی ها را می شود بر سر این شبان نگون بخت خراب کرد و تازه خامنه ای فکر می کند که بعد از رفتن این دولت یک نطق قرایی خواهد کرد و حرفش را که گفت نظرات من به احمدی نژاد نزدیکتر است را آخوندمال می کند و همه گناهان را به گردن احمدی نژاد و اطرافیانش می اندازد و مثل خمینی می گوید من از اول هم می دانستم که احمدی نژاد به انحراف کشیده می شود.
این دوستان که رویای پیروزی روحانی و عارف را در سر می پرورانند، باید کمی عمیق تر به مسئله نگاه کنند. این دو کاندیدا اجازه برگزاری یک متینگ  انتخاباتی ندارند. موسوی که اجازه متینگ داشت الان نزدیک چهارسال است تو حبس مانده است و رای آورده اش را نخواندند و با پررویی گفتند اون دلقک بیست و چهار میلیون رای آورده است.
( اگر روزی مردم خامنه ای را، به دلیل همین بی احترامی که به شعور ایرانیان کرد و این نتایج را اعلام کرد، محاکمه کنند جزایش آنقدر سنگین می شود که به  اتهام دیگری نیاز نیست.)
اما اگر هاشمی و خاتمی فریب ساده لوحان را بخورند و در بازی حکومت وارد شوند، مطمئنن دیگر مورد اعتماد مردم نخواهند ماند و مردم باور می کنند که همه این کار ها سیاه بازی بود تا مردم را به پای صندوق رای بکشانند.
خوب اگر باور نمی کنید، این دو کاندیدا اجازه یک متینگ مشترک در استادیوم آزادی و یا امجدیه بگیرند، اگر این متینگ برگزار شد بعد می نشینیم و در باره ائتلاف گفتگو می کنیم
باز تکرار می کنم مردم را از اپوزوسیون داخلی مایوس نکنید و دشمنان کشور را به تجاوز به کشور غره نکنید.

میرزا
17 خردادماه سال هزار سیصد نود و دو شمسی

۱۳۹۱ اسفند ۲۱, دوشنبه

انتخابات بی سرانجام


انتخابات پیش رو اما و اگر های خودش را دارد.حکومتی ها و مخالفین داخلی هر کدام برنامه و پیش بینی های خودشان را دارند.حکومتی ها برای به دست آوردن مشروعیت به دنبال افزایش مشارکت مردم هستنند و اصلاح طلب ها هم تلاش می کنند با استفاده از پایگاه مردمی که دارند، حکومت را به پذیرش شرط های شان وادار کنند اما باید بدانند که  ورود به بازی حکومتی ها نه تنها توفیقی برایشان به ارمغان نمی آورد بلکه مردم را پیش از پیش مایوس می کند و اردوگاه مخالفین حکومت را دچار اختلاف و تفرقه می سازد.
اصلاح طلب ها و نیروهای مخالف داخلی، آرزو دارند که حکومت سر عقل بیاید و فضای مشارکت مردمی را باز کند که در نتیجه انتخابات، بی گمان، با پیروزی اصلاح طلب ها همراه خواهد بود.
حکومتی های تحت فرمان خامنه ای به هیچ رو حاضر نیستند که قدرت را با کسی تقسیم کنند و انتظار دارند که کسی از خودشان باز بر سر قدرت بنشیند تا اینان مورد بازخواست قرار نگیرند. خامنه ای نیز می داند که اگر اصلاح طلب ها سرکار بیایند باید به نقش تشریفاتی رهبری راضی شود و دیگر نه نفوذی در میان اصلاح طلب ها دارد و نه نفوذی در میان نیروهای حکومتی فعلی که خامنه ای پشت شان را خالی می کند و مورد بازخواست اصلاح طلب ها قرار می گیرند و شاید کار برخی شان به محاکمه و زندان هم برسند.

اما حکومتی ها به مشارکت مردم احتیاج دارند و دلشان می خواهد که مردم بیایند تا مانند بار گذشته با تقلب در انتخابات نامزد خود را به قدرت برسانند. بار پیشین چون می دانستند فضای شهرها به سودشان نیست و مردم شهرها را نمی توان فریب داد، گفتند احمدی نژاد در روستاها رای آورده که فریبی بیش نبود و پس از انتخابات احمدی نژاد دیگر به روستاها نرفت چون می دانست که این رفت و آمدهای ملال آور نتیجه ای در پی ندارد و نتیجه رای گیری در روستاها چندان تفاوتی با شهرها ندارد. اگرچه با این دروغ کسانی را در داخل و خارج فریفتند اما نتیجه 8 سال اصرار بر حکومت نابخردان، از دست دادن آبروی ناچیزی بود که داشتند و دیگر چیزی برای عرضه ندارند.
اصول گرایان هنگام انتخابات سال 76، شکست سختی خوردند اما توانستند حدود 25% رای ها را کسب کنند که به دست آوردن همین مقدار رای هم در انتخابات پیش رو بسیار بعید است. از زمان خاتمی به بعد میزان رای اصول گرایان همواره سیر نزولی داشته است و در واقع اصول گرایان تلاشی برای بالا بردن حمایت مردمی نکردند. شعار ها و کارشکنی های اصول گرایان تنها توانست مردم را مایوس کند و اصلاح طلبان و نیروهای مخالف داخلی را متفرق کند اما در همان انتخابات سال 84 با تقلب و چاپ شناسنامه نتوانستند به رکورد سال 76 خود نزدیک شوند. همان میزان رای را هم بدست نیاوردند و چنین شد که تصمیم گرفتند، شمارش رای ها را نیز متوقف کنند.
در انتخابات سه گروه فعال داریم:
1-    خامنه ای و سپاه که به هیچ روی حاضر نیستند اجازه حضور اصلاح طلب ها و حتی هاشمی را در رده های بالای حکومت بدهند. اما برای مشروعیت بخشیدن به حکومت نیازمند مشارکت گسترده مردم هستند.
2-    احمدی نژاد و دوستانش و پشتیبانان خارجی اش که تلاش می کنند یک نفر از خودشان را سرکار بیاورند، می دانند که در رای گیری درست، شکست خواهند خورد اما انتظار دارند در بازی قدرت برنده باشند. چنانکه در دو دوره پیشین نیز بر همین پایه به قدرت رسیدند. گروه احمدی نژاد گمان می کند که با ایجاد اختلاف در میان اصول گرایان و فشارهای بیرونی و ترساندن خامنه ای از ایجاد آشوب و بمب گذاری و... سرانجام وی را مجبور می کند که به کاندیدای احمدی نژاد راضی شود و با کمک سپاه و بسیج شخص مورد نظر را به قدرت برسانند و مردم معترض را مانند گذشته سرکوب کنند.
احمدی نژاد کشمکش های فعلی خود را دعوای زرگری عنوان می کند و این کارها را در جهت تحکیم قدرت خامنه ای انجام می دهد که حواس مردم از اصلاح طلب ها پرت شود و این دعوا ها را جدی بگیرند و تعداد بیشتری از مردم  به مشارکت ترغیب شوند. که البته چون آرا خوانده نمی شود تفاوتی نمی کند که این عده در موافقت یا مخالفت با فرقه احمدی نژاد به انتخابات آمده اند.
3-    اصلاح طلب ها که شانسی برای حضور در قدرت ندارند، می توانند تا انتهای تاریخ ثبت نام به بازی کج دار و مریز، با حکومت ادامه دهند و تا می توانند برای حضور امتیاز بگیرند و حکومت را وادار کنند که به برخی از اشتباهات گذشته خود اعتراف کند و عده ای را به میز محاکمه بسپارد. تمام تبلیغات اصلاح طلب ها بایستی بر این محور باشد که از نظر ما احمدی نژاد در گروه اصول گرایان است و با پشتیبانی آن ها در قدرت مانده است و ما دعوای میان ایشان را حقیقی نمی دانیم.
اصلاح طلب ها گمان نکنند که با عده ای عاقل در میان اصول گرایان می توانند مذاکره کنند و یا متحد شوند، این اتحاد اگر هم اتفاق بیفتد نتیجه ای ندارد چون رییس جمهور از صندوق رای بیرون نمی آید. بنابراین با تاکید بر پیوند احمدی نژاد و اصول گرایان بایستی جلوی نیرنگ آنان را برای ایجاد جنگ زرگری و تحمیق مردم و عده ای از روشنفکران که گمان می کنند بایستی برای انتخاب میان بد و بد تر وارد صحنه شوند را بگیرند.
ورود اصلاح طلب ها به صحنه انتخابات هیچ عایدی برایشان ندارد و تنها مردم را مایوس تر و اتحاد منتقدین داخلی حکومت را سست می کند. و مردم امیدشان را به منتقدین داخلی حکومت از دست می دهند.

میرزا
20 اسفند سال هزار و سیصد و نود و دو