۱۳۹۰ بهمن ۲۹, شنبه

جشنواره فجر، انتخابات و اصلاح طلب های حکومتی

گفتیم و نوشتیم که جشنواره فیلم فجر را تحریم کنین و سیاهی لشکر فیلم وزارت ارشاد نشین، نشنفتن . گفتن  ما می خواهیم از این تریبون استفاده کنیم و حرف خودمونو بزنیم. گفتن ما می خواهیم که دیده بشیم  و نگذاریم که حکومت جشنواره را به نفع خودش مصادره کنه. نتیجه چی شد؟ یک هیأت داوری درست کردن و مهره ها را چیدن تا فیلم هایی رو که دوست دارن بالا ببرن و زمینه بیرون کردن فیلم سازهای مخالف رو فراهم کنن . داوود رشیدی را هم به عنوان قدیمی سینما و هوادار خانه سینما بردن بالا که هم بگن خودشون هم حضور داشتن و این داوری مو لای درزش نمیره و هم داوود رشیدی را برای ابد خانه نشین کنن چون اعتبار اجتماعی اش از دست رفت.


برای این بازی از پیش برنامه ریزی کرده بودن. یک آدم نقد به مزد نویس مثل فراستی را پیدا کردن  که در بی ادبی و خود بزرگ بینی  دست کمی از شریعتمداری نداره  تا در طول یک سال گذشته همه سینما را لجن مال کند و بعد که از همه امتحان ها موفق بیرون آمد و به یک آدم پر رو و گستاخ و دروغگو تبدیل شد و در استانداردهای احمدی نژاد نمره قبولی گرفت، در گروه داوران جشنواره قرار گرفت  تا اگر احیانا کسی در بین داوران خواست مخالف خوانی کند از ترس بی حرمتی های این جاهل هتاک، صدایش را در گلو خفه کند و اظهار نظر نکند. سناریو را به خوبی پیش بردند و دست آخر به فیلم قلاده های طلا که نخست جرأ ت پخشش را نداشتن، سیمرغ بلورین دادن و فیلم پیمان معادی و همایون اسعدیان را به هیچ گرفتن و زمینه ی  برخوردهای بعدی با آن ها را فراهم کردن. 

اگر کسانی بگن که رشیدی، معادی، اسعدیان و دیگرانی که نقش سیاهی لشکر این فیلم را بازی کردن سزاوار این بی حرمتی ها بودن چندان هم گزافه نگفتن. خوش باوری بیش از حد خیلی هم کم از حماقت نیست.  پیشه هنرمند نانوایی و بقالی نیست که کاری به حکومت نداره و باید صبح مغازه اش را باز کنه و احتیاجات مردم رو تامین کنه. هنرمند قراره که نقش مرجع رو تو جامعه بازی کنه و حقایق رو با زبان هنر به مردم بگه. پس هنگامی که میبینه حکومت از هنرش سوء استفاده میکنه و مردم رو بیشتر گمراه میکنه ، باید هنرش و آبروش رو حفظ کنه. یا ساکت بشه و یا هنرش رو برای مردم عرضه کنه.

حالا سناریوی انتخابات پیش روست. عده ای به نام اصلاح طلب نامزد نمایندگی شدن تا باز نقش سیاهی لشکر رو بازی کنن و حکومت بتونه اعلام کنه که همه بودن. اینا حتی آن قدر آدم ندارن که بتونن لیست شونو پر کنن. تازه دست به دامن اصول گرایان منتقد دولت هم شدن ولی باز به اندازه کافی نمی تونن آدم جمع کنن. حکومت هم بهشون اجازه یک متینگ عمومی نمیده چون می ترسه مردم بیان و از موقعیت استفاده کنن و تظاهرات ضد حکومتی راه بیاندازن.

نتیجه انتخابات برای اصلاح طلب های  حکومتی بهتر از جشنواره نخواهد بود. سرلیست ها رای نمی آرن ، ده بیست نفر از خرده پاها از تو صندوق درمیان که جای اعتراض نمونه و بقیه رو می فرستن خونه تا به شغل شریف خانه داری بپردازن چون دیگه نه تو مجلس جا دارن و نه بین مردم از اعتباری برخوردارن.

حکومت به کسانی که خودشون و زندگیشون رو وقف نظام کردن رحم نکرد، فکر میکنین به مخالفینش رحم میکنه؟

زهی خوش خیالی.


میرزا

بیست نهم بهمن هزار و سیصد و نود


۱۳۹۰ بهمن ۱۹, چهارشنبه

احمدی بای بای







سوال از احمدی نژاد در مجلس، یعنی پایان کار احمدی نژاد و این معجزه هزاره سوم اکنون با سه گزینه روبروست که هر سه گزینه  سرانجام شومی برای او به دنبال خواهد داشت.

گزینه اول: به دست بوسی آقا برود و از کارهای کرده و نکرده پوزش بخواهد . آدم هایی مثل مشایی و بقایی و رحیمی را از خودش دور کند و مانند یک کارمند حرف شنو به کارش ادامه دهد. در این صورت  ممکن است از مجلس رأی اعتماد بگیرد اما باقی ریاست جمهوری را مثل ماشین امضا تمام خواهد کرد و بعد از پایان هم، هر از چندی تنش را می لرزانند و همه گناهان را به گردنش می اندازند. دست آخر یکی از پرونده هایش به دادگاه می رود و به زندان میافتد. خودش می داند که هیچ قول و تعهدی نمی تواند از این سرنوشت حتمی جلوگیری کند.
گزینه دوم : انتخابات را مانند گذشته مهندسی کند و تلاش کند که نمایندگانش را وارد مجلس کند تا اگر تهدید به رای عدم اعتماد شد. حداقل قدرتی برای بعد از خودش فراهم کند که از ادامه پیکیری جرم هایش جلوگیری شود. اما تجربه دوران ریاست جمهوری خودش نشان داد همه کسانی که امروز دورش را گرفته اند به محض آن که احساس کنند احمدی دیگر در قدرت نیست بی درنگ به دنبال نفر بعد می گردند تا عرض ارادت کنند و برای عرض بندگی گوشه هایی از جرم های احمدی نژاد را رو کنند و بگویند ما از اول می دانستیم که خطا کار است اما برای حفظ مصالح کشور کنارش ماندیم. همین رحیمی یار غارش نمونه روشنی از این بادمجان دور قاب چین هاست که به موقع اولین خنجر را در قلبش فرو خواهد کرد. از آن گذشته رهبری هم بدش نمی آید تا با شعار صیانت از آرای مردم به صحنه بیاید و با حکم حکومتی انتخابات را باطل کند و خودش را از زیر فشار انتخابات مهندسی شده پیشین برهاند. به ویژه آنکه مجلس زخم خورده با خشم بیشتری برابر او خواهد ایستاد و رای عدم عتماد برایش صادر خواهد کرد.
گزینه سوم : انتخابات را به شورش تبدیل کند و کشور را با بحران جدی روبرو سازد  تا مجلس به اجبار از طرح سوال منصرف شود و باز یک فرصتی پیدا کند که بر سر قدرت بماند و حداقل وارد بازی چانه زنی با رهبر شود. برای این کار لازم است که از همین حالا شروع به افشاگری و رونمایی از سندهایی کند که از وزارت اطلاعات برای روز مبادا ربوده است. اما با توجه به زمینه سازی های اخیر لاریجانی و وزارت اطلاعات بعید است که بتواند نقش موثری در این بازی داشته باشد. و شاید اگر دست به این بازی خطرناک بزند کارش زودتر از انتخابات به پایان برسد و مجبور به استعفا و البته حضور در تلویزیون برای پذیرفتن همه جرم ها شود. با توجه به خوش خدمتی هایی که به ملوانان انگلیسی کرده و در پی ضرب الاجل بیست و چهار ساعته تونی بلر، همه ملوانان را با سلام و صلوات و بدرقه رییس جمهور و البته کت و شلوارهای اهدایی ، راهی انگلیس کرده ، اعتراف به وابستگی به انگلیس می تواند راه را برای  مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا باز کند.
شرایط بد اقتصادی و شکست پشت سرهم سیاست های احمدی نژاد، گزینه هایی مانند استعفا و یا خانه نشینی را از او گرفته است و دیگر پولی در خزانه نمانده که بتواند با باج دادن به این و آن ، صدا ها را خفه کند.  تکیه برسندهای وزارت اطلاعات هم  برایش مفید نخواهد بود. مردم بسیار بیش از آنچه در این سند ها آمده است می دانند و این خبرها آن ها را شوکه نخواهد کرد همانطور که از خبر رانت خواری توکلی کسی شوکه نشد و پیش از این خبر هم توکلی از پایگاه اجتماعی قوی برخوردار نبود. از آن گذشته مگر سندهای ویکی لیکس توانست تأثیری بر افکار عمومی بگذارد که چند سند وزارت اطلاعات بتواند این تاثیر را داشته باشد. احمدی نژاد فراموش نکند که این وزارت خانه یک بار در زمان خاتمی به تندروی و دوری از خط  انقلاب متهم شده است. بنابراین چه بسا این سند ها هم به همان دوران  پیوسته شود و همه چیز را از صدر تا ذیل حاشا کنند. اگرچه آمریکایی ها به دلیل برخی سیاست ها  نمی توانند منکر برخی خبر ها بشوند اما تجربه نشان داده که جمهوری اسلامی در این مورد ید طولایی دارد و هیچ محدودیتی برای خودش نمی شناسد. خود احمدی نژد هم از این دروغ گویی های بی حد و حصر سود فراوان برده است.
کار احمدی نژاد به پایان رسید و هیچ راه بازگشتی برایش وجود ندارد.
مهمان میرزا
نوزدهم بهمن ماه هزارو سیصد و نود