گفتیم و نوشتیم که جشنواره فیلم فجر را تحریم کنین و سیاهی
لشکر فیلم وزارت ارشاد نشین، نشنفتن . گفتن
ما می خواهیم از این تریبون استفاده کنیم و حرف خودمونو بزنیم. گفتن ما می
خواهیم که دیده بشیم و نگذاریم که حکومت جشنواره
را به نفع خودش مصادره کنه. نتیجه چی شد؟ یک هیأت داوری درست کردن و مهره ها را
چیدن تا فیلم هایی رو که دوست دارن بالا ببرن و زمینه بیرون کردن فیلم سازهای
مخالف رو فراهم کنن . داوود رشیدی را هم به عنوان قدیمی سینما و هوادار خانه سینما
بردن بالا که هم بگن خودشون هم حضور داشتن و این داوری مو لای درزش نمیره و هم
داوود رشیدی را برای ابد خانه نشین کنن چون اعتبار اجتماعی اش از دست رفت.
برای این بازی از پیش برنامه ریزی کرده بودن. یک آدم نقد به مزد نویس مثل فراستی را پیدا کردن که در بی ادبی و خود بزرگ بینی دست کمی از شریعتمداری نداره تا در طول یک سال گذشته همه سینما را لجن مال کند و بعد که از همه امتحان ها موفق بیرون آمد و به یک آدم پر رو و گستاخ و دروغگو تبدیل شد و در استانداردهای احمدی نژاد نمره قبولی گرفت، در گروه داوران جشنواره قرار گرفت تا اگر احیانا کسی در بین داوران خواست مخالف خوانی کند از ترس بی حرمتی های این جاهل هتاک، صدایش را در گلو خفه کند و اظهار نظر نکند. سناریو را به خوبی پیش بردند و دست آخر به فیلم قلاده های طلا که نخست جرأ ت پخشش را نداشتن، سیمرغ بلورین دادن و فیلم پیمان معادی و همایون اسعدیان را به هیچ گرفتن و زمینه ی برخوردهای بعدی با آن ها را فراهم کردن.
میرزا
بیست نهم بهمن هزار و سیصد و نود
برای این بازی از پیش برنامه ریزی کرده بودن. یک آدم نقد به مزد نویس مثل فراستی را پیدا کردن که در بی ادبی و خود بزرگ بینی دست کمی از شریعتمداری نداره تا در طول یک سال گذشته همه سینما را لجن مال کند و بعد که از همه امتحان ها موفق بیرون آمد و به یک آدم پر رو و گستاخ و دروغگو تبدیل شد و در استانداردهای احمدی نژاد نمره قبولی گرفت، در گروه داوران جشنواره قرار گرفت تا اگر احیانا کسی در بین داوران خواست مخالف خوانی کند از ترس بی حرمتی های این جاهل هتاک، صدایش را در گلو خفه کند و اظهار نظر نکند. سناریو را به خوبی پیش بردند و دست آخر به فیلم قلاده های طلا که نخست جرأ ت پخشش را نداشتن، سیمرغ بلورین دادن و فیلم پیمان معادی و همایون اسعدیان را به هیچ گرفتن و زمینه ی برخوردهای بعدی با آن ها را فراهم کردن.
اگر کسانی بگن که رشیدی، معادی، اسعدیان و دیگرانی که نقش
سیاهی لشکر این فیلم را بازی کردن سزاوار این بی حرمتی ها بودن چندان هم گزافه
نگفتن. خوش باوری بیش از حد خیلی هم کم از حماقت نیست. پیشه هنرمند نانوایی و بقالی نیست که کاری به
حکومت نداره و باید صبح مغازه اش را باز کنه و احتیاجات مردم رو تامین کنه. هنرمند
قراره که نقش مرجع رو تو جامعه بازی کنه و حقایق رو با زبان هنر به مردم بگه. پس
هنگامی که میبینه حکومت از هنرش سوء استفاده میکنه و مردم رو بیشتر گمراه میکنه ،
باید هنرش و آبروش رو حفظ کنه. یا ساکت بشه و یا هنرش رو برای مردم عرضه کنه.
حالا سناریوی انتخابات پیش روست. عده ای به نام اصلاح طلب
نامزد نمایندگی شدن تا باز نقش سیاهی لشکر رو بازی کنن و حکومت بتونه اعلام کنه که
همه بودن. اینا حتی آن قدر آدم ندارن که بتونن لیست شونو پر کنن. تازه دست به دامن
اصول گرایان منتقد دولت هم شدن ولی باز به اندازه کافی نمی تونن آدم جمع کنن.
حکومت هم بهشون اجازه یک متینگ عمومی نمیده چون می ترسه مردم بیان و از موقعیت
استفاده کنن و تظاهرات ضد حکومتی راه بیاندازن.
نتیجه انتخابات برای اصلاح طلب های حکومتی
بهتر از جشنواره نخواهد بود. سرلیست ها رای نمی آرن ، ده بیست نفر از خرده پاها از
تو صندوق درمیان که جای اعتراض نمونه و بقیه رو می فرستن خونه تا به شغل شریف خانه
داری بپردازن چون دیگه نه تو مجلس جا دارن و نه بین مردم از اعتباری برخوردارن.
حکومت به کسانی که خودشون و زندگیشون رو وقف نظام کردن رحم
نکرد، فکر میکنین به مخالفینش رحم میکنه؟
زهی خوش خیالی.
میرزا
بیست نهم بهمن هزار و سیصد و نود

متاسفانه خیلی حقارتبار بود با شما موافق هستم. در این باره چیزکی نوشتم چند روز پیش
پاسخ دادنحذفآن که گفت «آری»، آن که گفت «نه»
خواندم مصطفی جان خیلی خوب بود
پاسخ دادنحذف