سناریوی انتخابات هیچ چیز تازه ای نداشت که قبلا نگفته
باشیم. ما می دونستیم که نتیجه چی میشه و حکومت چیکار میکنه. همین جا در باره سرنوشت کسانی که به نام اصلاح طلبی
شرکت می کنند هم شرح دادیم که سرنوشتی شبیه جشنواره فیلم فجر خوهند داشت . در باره
خاتمی هم گفتیم که برادر شتر سواری دولا دولا نمیشه، اگه هنوز می خواهی با لباس
آخوندی و برای دفاع از اسلام مترقی وارد
مبارزه بشی، ول معطلی . بنابراین از هیچکدوم از خبرها شوکه نشدیم.
این که مردم به خوبی از امتحان تحریم انتخابات بیرون آمدند هم شک نداریم چون اگه تحریم
موفق نبود دیگه لزومی نداشت که حکومت آرای 64% رو اعلام کنه. دیگه هر ببو گلابی می
فهمه که از چهارسال پیش به این طرف با اون افتضاح انتخاباتی و با این همه سند
اختلاس و دزدی و از همه مهمتر خرابی وضع اقتصاد که ارزش پول ملی رو در چند ماه به
نصف رسوند و کرامت مردم یک کشور را با پرداخت یارانه به زیر سوال برد، حتما تعداد
شرکت کنندگان در حالت عادی هم به تعداد دوره قبل نمی رسه چه برسه به این که همه
روشنفکران جامعه از مذهبی و غیر مذهبی انتخابات را تحریم کردن.
خامنه ای خودش میدونه که همه رایی که می تونه تو کشور به
اسم خودش جمع کنه از 8 - 9 میلیون تجاوز نمی کنه تازه این خوش بینانه است . ماجرای
ناطق نوری هنوز یادش نرفته. برای همین دیگه حیا رو خورده و آبرو رو قورت داده و به
راحتی دستور میده که آرا را در عدد 3 یا 4 ضرب کنن و بذارن تو تابلو. همین که مثل
صدام و یا اسد آرای بالای نود درصد اعلام نمیکنه باز گلی به
گوشه جمالش.
ماجرای خاتمی رو هم دیگه نباید کش داد. خاتمی لباس آخوندی
تنشه خیلی که بهش فشار بیارین یه دفه میره تو لباس خامنه ای میگه شما بصیرت ندارین
و یه عده خنگ هم دنبالش راه میفتن و میگن لابد آقا یه چیزی می دونسته که ما نمی
دونستیم. نه خاتمی و نه هیچ آخوند دیگه ای برای ما رهبر یا آدم دست اول به حساب
نمیان. چرا؟، چون همین لباس آخوندی که تنشونه یعنی ما با شما فرق داریم. یعنی به
آپارتاید لباسی اعتقاد دارند. هر وقت مثل ما لباس پوشیدن و تو جمع ما شرکت کردن
اونوقت می تونیم روی نیروشون حساب باز کنیم. کسی هم ازشون توقع نداره که جونشون یا
خونوادشون رو به خطر بندازن ما فقط میگیم یه حرفی نزنین که خودتون توش بمونین. اگه
می خوای شرکت کنی بیا بگو میخوام شرکت کنم راست بگو دودوزه بازی نکن برای ما ادای
آدمای غیب دون رو در ندار. خوب اگه ما این جور آدم رو دوست داشتیم خامنه ای بود
دیگه .
ما با حکومت به یه جایی رسیدیم که نه ما به حکومت اعتماد
داریم و نه حکومت دیگه برای بدست آوردن اعتماد ما تلاشی میکنه چون میدونه که دیگه
راهی برای بازگشت نیست. همه توجه خامنه ای اینه که خارجی ها رو به شک بندازه که
هنوز تو کشور پایگاه داره . داخل رو دیگه رها کرده و همه حواسش به خارجی هاست که بهش حمله نکنن. ما هم از حمله خوشمون نمیاد اما
حساب کار اینه که تا این بچه بغل خامنه ایه ، همین گریه و شیون برقراره کاریش نمیشه کرد. حکومت برای این که جلوی حمله
رو بگیره میگه مردم با منن و مردم برای اینکه جلوی حمله رو بگیرن میگن بابا اینا
از ما نیستن بیخود مردم رو نکشین ما خودمون حساب اینارو کف دستشون میذاریم.
از طولانی شدن مبارزه نترسین هرچی مبارزه بیشتر طول بکشه ما
بهتر می فهمیم که در آینده چیکار باید بکنیم. اگه خامنه ای ماجرا رو کش نمی داد،
ما سر انتخابات قبلی به میر حسین راضی بودیم که بیاد و همین جمهوری اسلامی هم باشه
ولی بعدش دیدیم با خامنه ای آبمون تو یه جوب نمیره و جلوتر که اومدیم فهمیدیم که
ما اصلن حکومت دینی رو دیگه نمی تونیم تحمل کنیم. حالا هر کدوم از این مراحل خودش
می تونست سی سال طول بکشه اما ما در عرض دو سال به اندازه دو سه نسل جلو افتادیم.
حکومت هم که خوب جواب میده، دوسال پیش رهبر می گفت این احمدی نژاد به من نزدیک تره
الان هیچکس چشم نداره احمدی نژاد رو ببینه یعنی ما کار خودمونو کردیم برای چی
نگران باشیم.
حکومت هم یک شیوه ای پیش گرفته که خودش داره خودشو از بین می بره تا یه سال دیگه
خامنه ای برای پیدا کردن وزیر و مدیرکل باید از لبنان و عراق آدم وارد کنه چون احمدی نژاد هرچی میتونست از تو
جوبا جمع کرد دیگه کسی نمونده.
نمایش انتخابات خیلی برای حکومت هزینه داشت و آخرش هم با
گشت اتوبوسی خبرنگاران و باج دادن به اونا، بازم نتونست این باور رو تو خارجی ها
بوجود بیاره که پایگاه مردمی داره. بنابراین همین شیوه رو باید در آینده ادامه
بدیم.
شیوه ای که نه جرم باشه و نه به برخورد و خون ریزی برسه و بچه های مارو باز ببرن
زندان و شکنجه کنن . شیوه های ابتکاری که باعث بشه آبروی حکومت بره و هزینه اش
افزایش پیدا کنه. مثلا یک روز را تا پیش از عید اعلام کنیم که هیچ کس ماشین نیاره
. یه روز که هزار روز نمیشه، برای هوای
شهرهای بزرگ خوب هم هست. اتوبوس و مینی بوس تو سطح شهر بیاد و مردم با وسایل نقلیه
عمومی تو سطح شهر رفت و آمد کنن. این که دولت بخواد همه ماشیناشو بسیج کنه و بریزه
تو خیابون، خیلی براش هزینه داره و تازه باید مسافر مجانی هم جابجا کنه که چهره
شهر خیلی تابلو نشه.
خرید اوراق قرضه،
پس انداز در بانک ها و خرید سهام بورس، دست دولت را برای سرکوبی بیشتر باز میکنه
مردم باید بدونن که اگه راه دیگه ای برای حفظ نقدینگی شون پیدا میکنن نبایستی
اجازه بدن که این پول صرف تخریب بیشتر کشور بشه.
باید راهکارهای بدون خشونت را جستجو کنیم چون مبارزه با
خشونت هم جوونای ما رو به کشتن میده و هم
آهسته آهسته رهبری جنبش رو به سمتی میبره که آدم های خشونت طلب رهبریش را به دست
بگیرن و وقتی پیروز شدیم باید با اینا دست به یقه بشیم.
میرزا
15 اسفندماه 1390 خورشیدی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر