شهرآورد تهران تمام شد و بازی رو کسانی بردن که به استادیوم نرفتن و وارد بازی حکومت نشدن. من همیشه فکر می کردم که فوتبال رو هیچوقت نمیشه سبزش کرد چون ظرفیت سبز شدن نداره. سبز بودن یک اندیشه و باوره و اگر یک پدیده فرهنگی این بینش و این باور رو نداشته باشه سبز نمیشه.
نگین بابا فوتبال یه ورزشه و ما واسه سرگرمی به استادیوم میریم. اصلا این طور نیست خوب دقت کنین هر پدیده فرهنگی ، ریشه در فرهنگ مردمی داره که اون رو خلق می کنن . بنابراین با شناخت محصولات فرهنگی یه جامعه میشه به بینش و روش شناسی مردم پی برد. وقتی یک پدیده فرهنگی،مثل دین،مکتب فکری،ورزش و هنر از یه جامعه به جامعه دیگه میره در واقع بینش خودش رو به اون جامعه عرضه میکنه و اگه با بینش فرهنگی جامعه تطبیق نداشته باشه، سردرگمی به وجود میاره. میشه مثل کلاغه که می خواست راه رفتن کبک رو یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت.
اگر کشتی رو ورزش ویژه ایرانی ها بدونیم، می تونیم ردپای دستورها و روش های این ورزش رو تو جامعه پیدا کنیم. صفت هایی مانند جوانمردی، صداقت و مهربانی در این ورزش با معیار های ارزشی جامعه ما هماهنگ شده . مردم تنها کسی رو قهرمان یا پهلوان می دونن که این صفت ها رو هم داشته باشه و اگه یه روز بفهمن قهرمانشون با کلک و حقه به این جا رسیده از چشمشون می افته، دیگه به قهرمانی هم قبولش ندارن. حتی اگه کلکی تو کارش هم نباشه اما روحیه جوانمردی نداشته باشه، بازم مردم اسم پهلوون روش نمیذارن. رضا زاده که یادتون هست . این خلق و خوی ما ایرانی ها مختص ورزش نیست یه باوره که تو همه زمینه های فرهنگی وارد میشه. هنرمندی که رفتار پهلوانی نداشته باشه، در نظر مردم بی ارزش جلوه می کنه. سیاستمدارش هم همینطوره.
در نظر ما داور نیست که تعیین می کنه کی پهلوونه بلکه مردم خودشون پهلوان رو انتخاب می کنن . برای همینه که تو سیاست هم هر چی حکومت داد میزنه که شورای نگهبان و یا رهبری فصل الخطاب است کسی گوشش بدهکار نیست چون پهلوان را با معیارهای خودشون انتخاب می کنن.
اما فوتبال اینارو نمیگه، فوتبال میگه اگه بازیکن تیم شما با یک خطا بازیکن حریف را زد و از به ثمر رسیدن یک گل جلوگیری کرد، یا اگه دور از چشم داور با دست توپ رو انداخت تو گل حریف، شما باید تشویقش کنین و اصلا به روی خودتون نیارین که این حرکت ناجوانمردانه است. خوب یعنی چی؟ یعی گور پدر بازی جوانمردانه و فرهنگ پهلوانی!!!
کسی که از بچگی با این فرهنگ بزرگ میشه، تو جامعه رفتارش چگونه خواهد بود؟ تو رانندگی تلاش می کنه بپیچه جلوی مردم و زرنگ بازی در بیاره، تو صف حق دیگران رو ضایع کنه و براش هیچ چیزی به جز موفقیت خودش مهم نباشه. شما همین رفتار رو الان تو اصول گراها می بینین که برای موندن سر کار، چشمون روی همه گندکاری های احمدی نژاد و دارو دسته اش می بندن و هر ظلمی که به جناح مخالف میشه به نظرشون زرنگی میاد و تشویق هم می کنن .
فرهنگ فوتبال به ما قانون پذیری رو یاد نمیده بلکه یه سیستم دیکتاتوری خشک رو به ما تحمیل می کنه که ما برده وار هرچی رو که داور وسط میگه گوش کنیم،داور پادشاه مستبد و یا ولی فقیه فوتباله که به تنهایی می تونه حق همه بازیکنا و حتی هوادارا رو زیر پا بذاره.هیچ فکر کردین چرا برای کشتی که داور به کشتی گیرها بسیار نزدیکه چهار تا داور می ذارن با یه مونیتور تا حق کسی ضایع نشه ولی تو فوتبال با اون گستردگی زمین، حاضر نمیشن چنین کاری بکنن؟ چون ماهیت فرهنگی این دوتا ورزش فرق دارن. این یکی توسط مردمی آزاده ساخته شده که نگران حقوق دیگران هستن ولی اون یکی از زمان گلادیاتورا باقی مونده و توسط برده دارها ساخته شده و برده ها مجبورن به حکم قاضی راضی بشن حتی اگه نادرست باشه.
تو کشتی اگه یه کشتی گیر پهلوانانه کشتی بگیره و حریفش رو شکست بده همه، حتی هوادارای کشتی گیر شکست خورده، تشویقش می کنن. اما تو فوتبال هزارتا آسمون و ریسمون می بافن تا زیر بار شکست نرن و یا از بازی خوب حریف تعریف نکنن . فوتبال به دلیل این که اصلا ورزش جوانمردانه ای نیست طبیعتا با ایجاد دشمنی بین هوادارها تلاش می کنه تا هیجان کاذب در مردم ایجاد کنه.
همین ظرفیت فوتباله که در همه جای دنیا به شدت مورد توجه سیاستمدارها قرار می گیره. اول ایجاد هیجان کاذب و دوم ایجاد تضاد و دشمنی بین مردم. پیروزی یه تیم می تونه هوادارنش رو به همه چیز در زندگی امیدوار کنه و شکست پی در پی می تونه اونارو به انسان شکست خورده و مایوس تبدیل کنه. گاهی دولت ها خواسته های به حق مردم رو در حد یک مسابقه فوتبال پایین میارن تا انرژی مردم تخلیه بشه. یا تو استادیوم ها شعارهای تند بر ضد تیم ها میدن تا هوادارا بیشتر هیجانی بشن و خواسته های اصلیشون یادشون بره و به جای این که سر دولت فریاد بکشن سر همدیگه داد بزنن.
همین چند سال گذشته، شکست های متعدد تیم ملی، مردم را به شکست و یاس عادت داد و اعتماد به نفس رو ازشون گرفت، دو تیم پر طرفدار که هوادارانشون در همه جای ایران هستن در وضع خوبی قرار ندارن، تیم های بخش خصوصی با شکست های سنگین از لیگ برتر بیرون میرن نتیجه بازی ها غیر قابل پیش بینی است.
به نظر شما همه این ها تصادفیه؟ چرا دولت حاضر نمیشه تیم های پر طرفدار تهران رو به مردم واگذار کنه؟ چرا دادکان رو از فدراسیون فوتبال بر می داره و یه بچه ای رو که سابقه فوتبالی نداره به ریاست فدراسیون انتخاب می کنه؟ چرا رییس جدید هنوز عرقش خشک نشده، رییس کمیته داورا رو عوض می کنه و یک نفری رو میاره که کمتر سرکارش حاضر میشه؟ چرا همین آقارو 5 سال به ضرب و زور سرکار نگهش میدارن؟
حکومت برای این که بتونه تو نتایج بازی ها دست ببره، هم باید داوری رو تحت کنترل داشته باشه و هم مدیران تیم هارو، تا از طریق اونا چند بازیکن مطیع رو تو هر تیمی جا بده که هر وقت لازم شد، کم کاری کنن و نتیجه رو عوض کنن. حکومت فعلی ایران هردوی این کارا رو به خوبی انجام داده و به خیال خودش نتیجه هم گرفته.
از یه طرف با شکست تیم های ملی و باشگاهای بزرگ، روحیه یاس رو به جامعه تحمیل کرده تا مردم اعتماد به نفسشون رو از دست بدن، از طرف دیگه با دامن زدن به هیجان های کاذب سعی کرده تا بین مردم کشور تضاد و دشمنی به وجود بیاره تا مردم مسئله اصلی رو فراموش کنن. یه عده رو میفرسته بین جمعیت دوتا شعار تند برعلیه تیم حریف بدن و بعد کار به دعوا و کشمکش می کشه و تا چند روز مردم سرگرم میشن و بعد همه آرزوی تهرونی ها این میشه که تیم تبریزی رو شکست بدن و همه انرژی تبریزی ها صرف این میشه که تو مسابقه با تهرونیه، یه حال گیری اساسی بکنن .
اگر فوتبال بخواد سبز بشه و یا بهتر بگم ایرانی بشه و با فرهنگ مردم آزاد و جوانمرد هماهنگ بشه، باید بسیاری از قانون هاش تغییر کنه، وگرنه با این ساختار، به صورت یک ورزش عقب مونده که میراث خوار دوران برده داریه باقی میمونه. مردم ما هم اگه می خوان رفتار فرهنگی خودمون رو داشته باشن باید چشمشون رو به روی حرکت های ناجوانمردانه و یا زرنگ بازی ها نبندن و از همه مهمتر، همونجوری که ما تو تخته نرد برای هم کُری می خونیم و کلی همدیگر رو دست می اندازیم ولی همه رو شوخی میدونیم ،تو فوتبال هم شعار بدن و هیجان الکی ایجاد کنن اما به هم توهین نکنن و متوجه هم باشن که اینا هم جزو بازیه. بازیکنای هر دو طرف، بچه های خودمونن که برای سرگرمی رفتن تو زمین و ما هم اومدیم یه کم تفریح کنیم. شکست و پیروزی تو دوستی های ما نقشی نداره و بعد از بازی همه چی رو فراموش کنیم.فوتبال میدون جنگ با دشمن نیست و اگر عشق و دوستی به ارمغان نیاره، مفت هم نمی ارزه.
البته این کارا مال وقتیه که دولت، فوتبال رو دست آویز نکرده باشه تا مشکل خودش رو حل کنه.و ما بخواهیم یه فوتبال سبز تو یه جامعه آزاد داشته باشیم.اما برای این دوره، بهترین راه حل برای سبز کردن فوتبال همینه که مردم انتخاب کردن، فوتبال رو تحریم می کنن و به استادیوم نمیرن تا وارد بازی مسخره حکومت نشن.
دمشون گرم
میرزا

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر