۱۳۹۰ فروردین ۷, یکشنبه

جدایی نادر از سیمین و اخراجی های3 مقایسه ای ناهمگون


  

 اگه اجازه بدن یک فیلم  درجه 5 خارجی بدون سانسور تو سینماهای ایران پخش بشه اونوقت می بینین که هیچ فیلم ایرانی به گرد پاش هم نمی رسه. مگه هر فیلمی که خوب فروخت فیلم خوبیه؟ این چه مقایسه بیخودیه که بین دو تا فیلم مختلف می کنین؟
نه عزیز من هر فیلمی و هر هنری مخاطب خودش رو می خواد. اساسا فیلم های برتر برای آدم های اندیشمند ساخته میشه که نقش مرجع جامعه رو دارن، اونایی که این حرف هارو می فهمن و می تونن با زبون مردم براشون بازگو کنن. کسایی که مردم اونارو، فهمیده می دونن و باهاشون صلاح و مشورت می کنن تو هیچ جامعه ای هم اکثریت با روشنفکرا نیست . فیلم جدائی نادر از سیمین که نمی خواد چندتا جک بی مزه و یه فیلم نامه بی سروته تحویل مردم بده  که  مردم چند دقیقه به این شوخی های بی نمک بخندن و فرداش همه چی یادشون بره. این فیلم باید مردم رو ببره تو فکر تا یه خورده به رفتار خودشون دقیق بشن  و خودشون رو تو آینه سینما تماشا کنن . فیلمسازی که می خواد این فیلم رو بسازه، دغدغه گیشه نداره دنبال تماشاچی هم نمی گرده .اما دو تا دستاشو می ذاره زیر چونه اش و اثر فیلمش رو تو جامعه می بینه. اثری عمیق که از روشنفکرا شروع میشه و آهسته آهسته به لایه های زیزین نفوذ می کنه . اگر صد نفر هم این فیلم رو ببینن فرقی نمیکنه چون اثر عمیقش تو جامعه پخش میشه. بنابراین مقایسه دوغ و دوشاب کار درستی نیست و این توهین به فیلم فرهادیه که توقع داشته باشیم گیشه ای باشه. اگر هم خوب فروخت که خدارو شکر، چون نشون میده چقدر جامعه پیشرفت کرده.
اما بررسی این دو فیلم از این جهت جالبه که هر کدوم یک قشر جامعه را نمایندگی می کنه .  فیلم فرهادی نماینده فرهنگ روشنفکرا و منتقدای جامعه است که وضعیت موجود را درست نمی دونن . و فیلم دهنمکی نماینده هنری بخش حکومتی جامعه است که تمام توانائی شون برای هنرنمائی، خلق اثری مثل اخراجی هاست که بیش از هر چیز ابهت خودشون رو فرو میریزه. اینا برای سرگرم کردن مردم حاضرند هر توهینی را به جون بخرن و همه ارزش هاشون رو به حراج بذارن. یه طرف فیلمیه که برای به فکر فرو رفتن قشر فرهنگی جامعه ساخته شده و یک طرف دیگه فیلمیه که برای خندوندن عوام ساخته شده.
هنر، درون جامعه رو نشون می ده . هر هنری با دو جامعه ارتباط داره، یکی جامعه ای که هنرمند نمایندگیش رو می کنه و دغدغه های این جامعه بهش منتقل میشه و یکی جامعه ای که مخاطب هنرمند هستن و حرف هنرمند را درک می کنن و به فکر فرو میرن . گاهی هر دو جامعه یکی میشن که به نظر میاد  جدایی نادر از سیمین این ویژگی رو داشته باشه خوب حالا مقایسه کنین.
1-   جدایی نادر از سیمین دغدغه های جامعه روشنفکری رو بیان می کنه و توقع داره که مردم اندیشمند در باره این دشواری ها که در جامعه نهادینه شده فکر کنن.
2-   اخراجی ها دغدغه  قشر سطحی مومن به انقلاب را داره که دلش می خواد بین بی بند و باری و انقلابی گری یه ارتباط تنگاتنگ به وجود بیاره و یه جوری از این حصار خسته کننده و غم انگیزی  که برای خودش ساخته در بیاد و مخاطبینش هم مردمی هستن که از احساس گناهی که در این سی و چند سال براشون به وجود آوردن، به ستوه اومدن. مردمی که هر وقت خواستن شاد باشن و بخندن یکی سرش رو بیرون آورد که  تقوا داشته باشین از جهنم بترسین. تو این فیلم، مردم می بینن همه این حرفا دروغ بوده و کسانی رو که اسوه تقوا و ایمان معرفی می کردن که هیچ گناهی مرتکب نمی شدن در واقع یه مشت لات بی سرو پا بودن که با دین و ایمون هیچ سنخیتی نداشتن.حالا یه نفس راحتی میکشن و از قید و بندی که حکومت به دست و پاشون زده آزاد میشن. در هر صورت فیلم دهنمکی برای هر دوجامعه این نوید را میده که شعار های پوچ و تو خالی حکومت پایان یافته و راه  برای  فکر کردنشون باز میشه.
از شما چه پنهان من از دهنمکی ممنون هم هستم چون اولا هم هنر شاخص حکومت رو تثبیت کرد، تا آیندگان بدونن این جماعت از چه پشتوانه فرهنگی برخوردار بودن و از طرف دیگه تشت رسوایی این ها رو از بام به زیر انداخت تا دیگر نتونن با احساسات عوام  بازی کنن  و با تزریق احساس گناه، جلوی فکر کردنشون رو بگیرن.
میرزا



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر