پس ازشهرآورد پیشین برای شما نوشتم که این ها از فوتبال سوءاستفاده می کنند و تلاش می کنند که با استفاده از ورزش جامعه را به سوی هدف های خودشان بکشانند. گفتم که این فوتبال سبز نیست و نباید کسی بازی این ها را بخورد.بگذریم که فوتبال اساسا ورزش سبزی نیست. خوشبختانه میزان استقبال از این شهرآورد از شهر آورد پیشین کمتر بود و نشان داد که مردم آهسته آهسته دست حکومت را می خونن و بازی حکومت تن در نمی دن. اما این که چرا حکومت پرسپولیس را دوست نداره و با ضعیف نگه داشتن پرسپولیس چه هدف هایی را دنبال می کنه، موضوعیه که در این نوشته به بررسی آن می پردازیم.
در میان تیم های فوتبال در ایران پرسپولیس تنها تیمیه که از دیر باز دارای هویت سیاسیه. (راجع به تراکتور یا تراختور یکبار به تفصیل می نویسم) دلیلش هم آن است که بیشتر هوادارای پرسپولیس، در گذشته، هواداری از این تیم را به نوعی مخالفت با رژیم شاه می دونستن. چون تیم تاج متعلق به دولت بود و تیمسار خسروانی مسئولیتش رو به عهده داشت. پیش از انقلاب هواداری از پرسپولیس، سرگرمی اغلب روشنفکرای اون زمان محسوب می شد و هنرمندای محبوب کشورهم اغلب برای افزایش محبوبیت پیش مردم خودشون رو هوادار این تیم معرفی می کردند. به این ترتیب تیم پرسپولیس محبوب مطلق تهرونی ها بود و هنگامی که به استادیوم می رفتی تعداد پرسپولیسی ها نزدیک به ده برابر تاجی ها بود.
تاجی ها برای جمع کردن هوادار به شهرستان ها رو آوردند و با ایجاد تیم تاج در شهرهای مختلف و تبلیغات مناسب تلاش کردند تعداد هوادارانشان را در شهرستان ها ،در بین فوتبال دوست ها، افزایش بدن. بنابراین هوادارای تاج بیشتر کسانی بودن که به فوتبال می اندیشیدن و کاری به سیاست نداشتن. چیزی که در مورد اغلب پرسپولیسی ها کاملا برعکس بود.
پس از پیروزی انقلاب، با افزایش مهاجرت از شهرستان ها به تهران و همچنین با از بین رفتن حساسیت نام تیم تاج، تعداد هواداران تاج که به استقلال تغییر نام داده بود افزایش یافت. و تونست در شرایط برابر اجتماعی با پرسپولیس در مسیر جذب تماشاگر گام برداره.
با تغییرات مدیریتی و قرار گرفتن هر دو این باشگاه ها در اختیار دولت، به نظر می رسید که فرهنگ سیاسی این دو باشگاه هم به هم نزدیک شود اما این اتفاق نیفتاد. استقلال دارای حساسیت سیاسی نشد و هواداراش در اومدن به استادیوم هدف های سیاسی را تعقیب نمی کردند و در برابر تغییر نام تیم هم هیچ مقاومتی از خودشون نشان ندادن. بازیکنان نیز از همین فرهنگ کم و بیش پیروی می کردن و به جز مرحوم ناصر حجازی که این اواخر در مخالفت با عملکرد دولت حرف هایی زد، دیگر بازیکنان معمولا از همان روحیه قدیمی محافظه کاری حاکم بر تیم پیروی می کردن. مثلا در میان بازیکنان تیم ملی که دست بند سبز به دست کردند هیچکدام از بازیکنان استقلال نبودن. در عوض هواداران پرسپولیس در برابر تغییر نام تیم شان مقاومت کردن و نام گذاری جدید حکومتی را نپذیرفتن و نشان دادن همچنان از سر پر بادی در مسایل سیاسی برخوردارن. اتفاقن بیشتر بازیکنان معترض به انتخابات را بازیکنان پرسپولیس تشکیل می دادند، چهار نفر از هفت نفر.
حکومت از روش معکوس برای از بین بردن روحیه مردم استفاده می کند. به باور حکومت، ایجاد یاس در بین پرسپولیسی ها، می تواند به افزایش سرخوردگی مخالفین حکومت کمک کند کاری که در این 6 سال دوران احمدی نژاد در حال برنامه ریزی انجامشه. حکومت تلاش میکنه که هیچ دلخوشی برای مخالفین ایجاد نکنه تا اونا رو پراکنده کنه.
تحقیر و توهین مخالفان یکی از ابزاری است که معمولا حکومت های دیکتاتوری و استعمارگران به کار می بندند تا نگذارند مخالفان دارای هویت و شخصیت واحد شوند و به هم نزدیک شوند. انتخاب یک سردار سپاه که خودش را از هواداران تیم استقلال می دونه برای تیم پرسپولیس دو فایده دارد اول این که سیاست دولت در زمینه تضعیف تیم پرسپولیس را به خوبی انجام می ده و دوم این که وجود چنین آدمی در راس تیم پرسپولیس، با توجه به فرهنگ پرسپولیسی ها، باعث دلسردی و یاس هوادارای این تیم می شه.
حالا به خوبی روشن میشه که ماجرای شکست 3-1 از بحرین برای چی رقم خورد و چرا دولت هشتم دادکان رو برکنار کرد و درست یک هفته بعد رییس کمیته داوران رو تغییر داد و کسی رو به این کار گمارد که اصلا تو ایران نیست. داورا، سرمربی ها و بازیکنان خودفروخته ابزار حکومت برای تغییر نتیجه بازی هاست تا شرایط اجتماعی رو به نفع خودش تغییر بده که البته این کار تنها مخصوص ایران نیست و تقریبن همه جای دنیا جریان داره.
البته در پایان اضافه کنم این که هواداران استقلال در هنگام بازی فوتبال تنها به فوتبال فکر می کنن به هیچ وجه یک ارزش منفی نیست و نباید هواداران پرسپولیس از آن به عنوان نقطه ضعف یاد کنند. چرا که در همه مقاطع اجتماعی این همه مردم کشور هستند که در کنار یکدیگر برای حفظ منافع ملی مبارزه می کنند و در این میان برخی ورزش را هم به سیاست وارد می کنند و برخی دیگر ترجیح می دهند این حوزه به سیاست آلوده نشود. فراموش نمی کنیم که همه پرسپولیسی ها و استقلالی ها در غم از دست رفتن حجازی سوگواری کردند.
امیدوارم یه روزی همین نزدیکی ها فوتبال هم مثل بقیه کارای کشور دست خود مردم بیفته و در اونروز دیگه هیچکس به استادیوم نمیره مگر برای فوتبال و بازی جونمردونه، و پس از بازی همه دست در دست و شاد و خندان می روند تا فردای زیباتری برای کشور بسازند.
۱۹ آذر ۱۳۹۰
میرزا
۱۹ آذر ۱۳۹۰
میرزا

Dooste perspolisi shoma ham ghiase nabejae avordi, zaheran yadet rafte ke estili taraf dare ki bood?! nazaret raje be kashani chie?! mayli kohano ke yadet hast perspolisie?! nam bordane baghie afrad az hosele va vaght man khareje... inke natayeje baziha kheili hashun biroon zamin moshakhas mishe bahat vali ino ke perspolis zede dolate ye mabhase khande dare!!! jaleb inke az modir amele feli enteghad mikoni dar hali ke hamin vabaste be ghodrate dictatori poole hengofte gharar dade Denisli ro joor kard ... bemanad chegune!!!
پاسخ دادنحذف