۱۳۹۰ دی ۱۴, چهارشنبه

شتر سواری دولا دولا نمیشه!


تا وقتی ما به برنامه مشترک نرسیم کار به سامان نمیرسه.مثلا  برنامه ما برای حکومت بعدی چیه؟ اساس وحدت نیروهای مخالف وضع موجود چی باید باشه؟ چه کسانی می تونن تو رهبری اپوزوسیون نقش داشته باشند؟
 با انتخابات آینده چیزی به نام اپوزوسیون داخلی وجود نخواهد داشت. اصلاح طلب ها هم در انتخابات شرکت نکردن هرکی هم که در انتخابات شرکت کنه، دیگه نمی تونه تابلو اصلاح طلب ها را  دستش بگیره. وقتی رهبران اصلاح طلب می گن در انتخابات شرکت نمی کنیم یعنی کسانی که به این نام شرکت کنن، دروغ میگن و می خوان از این نام سوءاستفاده  کنن.
دعواهای داخلی میان  مهدوی کنی و مصباح و یا هوادارای احمدی نژاد و بقیه اصول گراها هم به ما مربوط نمی شه  چون هردوشون نشون دادن  که ارزشی برای مردم وکشور قائل نیستن  و برای  گرفتن قدرت حاضرن مردم، ثروت، فرهنگ و حتی خاک کشور رو هم فدا کند. از نظر ما سگ زرد برادر شغاله و هر کدوم برنده انتخابات بشن به زیان کشوره.
خوب حالا تنها راهی که باقیه، اینه که تموم نیروهای مخالف وضع موجود، خودشون رو تو خارج از کشور سازمان دهی کنن  که  بتونن در موقع مناسب قدرت رو بدست بگیرن و نذارن رهبران احمق، مثل صدام و قذافی و اسد  کشور رو به ویرانی و نابودی سوق دهند. برای رسیدن به این هدف باید یک برنامه مشترک تهیه کرد برنامه ای که همه گروه های مخالف رو در بر بگیره . البته یه برنامه مثبت و پیش برنده و نه یه برنامه ویران کننده. این که بگیم هدف ما سقوط احمدی نژاد یا سقوط خامنه ای و یا حتی سقوط جمهوری اسلامیه درست نیست بلکه ما باید برنامه برای ساختن و مدیریت کشور داشته باشیم . این می شود هدف سازنده . اگه بگیم می خواهیم اینا سقوط کنند بعد راجع به حکومت بعدی فکر می کنیم همون می شه  که تو انقلاب اتفاق افتاد،  دوباره یه رندی پیدا میشه و همه چی رو به حساب خودش مصادره می کنه و ما باید سی چهل سال جون بکنیم تا این یکی رو از خر مراد بیاریم پایین.
اول اینکه قرار بذاریم که حکومت آینده بایستی غیر مذهبی باشه و همه ایرانی ها به یه  اندازه تو اداره جامعه شریک باشن . ایران برای همه ایرانیان یعنی همین که ما به مذهب و مرام کسی کار نداریم. اصلاح طلب ها و ملی مذهبی ها بایستی تابلوی مذهب رو از سر درشو وردارن. نیان بگن اسلامی که ما میگیم با اسلام اینا فرق داره، نه بابا جون دین وقتی دستش به حکومت برسه  همین میشه که خامنه ای میگه . هیچ فرقی هم نمیکنه که چه کسی اون بالا قرار بگیره، وقتی کسی که می خواد رهبری جامعه رو بدست بگیره باور داشته باشه که یه عده از مردم میرن به بهشت و یه عده دیگه میرن به جهنم، نمی تونه همه مردم رو با یه چشم نگاه کنه. وقتی فکر کنه که داره دستور خدارو اجرا میکنه نمی تونه مخالفش رو تحمل کنه. حکومت مذهبی یعنی آپاراید و این در مورد همه دین ها صدق می کنه، حتی حکومت های مکتبی هم مثل کمونیست ها، نازیست ها و ... به همین جا رسیدند. بنابراین  دور حکومت مذهبی و مکتبی رو خط بکشین. کسایی هم که می خوان تو کارای سیاسی دخالت کنن باید از لباس مذهبی بیان بیرون. داداش  اگه آخوندی، برو مسجد برای مردم درس اخلاقی بگو، نماز جماعت بخون ، عروس و دومادا را عقد کن و یا تو عزا ها روضه بخون، تو سیاست دخالت نکن. اگه میخوای سیاست مدار بشی لباستو درآر همون جوری که اگه یه ارتشی و یا یه دکتر بخواد وارد سیاست بشه لباس کارشو در میاره تو هم همین کارو بکن. حالا ما امیدواریم که خاتمی و کروبی هم خودشون  رو هم خلع لباس کنن تا آزاد بشن و  با خیال راحت بیان و مثل یه ایرانی حرفشون رو بزنن و مراعات این لباس و ویترین رو نکنن. دوباره میگم  از اصلاح طلب ها و ملی مذهبی ها میخوام که تابلو مذهب رو هرچه سریعتر بیارن پایین و دیگه نگن که ما می خواهیم به قانون اساسی و آرمان های امام راحل برگردیم. این حرفا قدیمی شد. با این حرفا شما تو زمین آخوندا بازی می کنین و چون داوری با خودشونه حتما یه جوری سوت میزنن که ببازین. یادتون نره که همین خامنه ای از بهترین و روشنفکر ترین آخوندا به شمار می آمد، دیگه این که خوبشون باشه، وای به حال حوزه علمیه با اون همه آدم خشک سر که با فرهنگ ایرانی ها هم مشکل دارن. و از این که ما نوروز را جشن می گیریم احساس گناه می کنن.
دوم اینکه  پایه و ریشه همکاری مخالف های وضع موجود باید چیزی باشد که در این سال ها به آن بی توجهی شده است. یعنی فرهنگ مردم ایران زمین. فرهنگ مردم ایران زمین، همان دانشی است که پدران ما که هزاران سال  تو این سرزمین زندگی کردن، یاد گرفتن و به ما یاد دادن. فرهنگی که تونست همه قوم های ایرانی رو چنون به هم نزدیک کنه که هیچ کسی در هیچ کجای این سرزمین احساس غریبی نکنه و همه ایران رو سرای خودشون بدونن. فرهنگ ایران یعنی برآیند فرهنگ همه قوم های ایرانی، کسی که دلش برای از بین رفتن زبان ها، گویش ها و موسیقی و هنر قوم های ایرانی نسوزه، ایرانی نیست. ایرانی یعنی کسی که همه مردم ایران را دوست داره و با همه احساس خویشی میکنه .
 وقتی میگم همگرایی بر پایه فرهنگ، حتما منظورم  این مزخرفاتی نیست  که این جماعت نون به نرخ روز به اسم مکتب ایرانی درست کردن. منظورمون اینه که مردم هر بخش کشور آزاد باشن که فرهنگشونو رو گسترش بدن. هیچ دلیلی نداره که دولت آینده بخواد برای این کارها برنامه داشته باشه، کافیه که دولت آینده تو کار مردم دخالت نکنه و بذاره که مردم هر شهر و روستا برای توسعه  فرهنگشون  تلاش کنن. هی براشون خط قرمز نکشه. برای هیچکس خط قرمز نکشه، بذاره مردم آزاد باشن. کمک کنه که نهادهای مردمی تو هر شهری شکل بگیره و مردم خودشون مراقب شهرو آبادیشون باشن. هر جا هم ضعیف شد یا دچار مشکل یا بلایی شد، دولت زود بیاد وسط و مردم کشور رو بسیج کنه که به داد همدیگه برسن. این خیالات رو که ممکنه یه عده  دنبال  تجزیه طلبی باشن رو کنار بذاریم. مگه تا همین حالا چه چیزی مردم ایران رو کنار هم نگه داشته؟ وقتی همه مردم، کشور رو مال خودشون بدونن،  برای چی بخوان خودشون رو از بقیه کشور جدا کنن؟ وقتی مردم بتونن تو شهرشون با خیال راحت زندگی کنن و گسترش فرهنگ خودشون رو در راستای فرهنگ ملی بدونن، مگه مریضن که یک کشور بزرگ با یک خانواده بزرگ رو رها کنن و برن بچپبد تو یه  فسقل جا و همش بترسن که نکنه یکی بیاد بهشون حمله کنه؟ مردم عقل دارن. شرط این که یک حکومتی ملی باشه اینه که  به مردمش اعتماد داشته باشه و بدونه که اونا هم بهش اعتماد می کنن.
سوم اینکه از هرگونه قهرمان سازی و مقدس پروری بپرهیزد. هروقت یه عده دنبال یکی جمع شدن و براش خودکشون کردن و اونم هیچی نگفت باید فهمید که طرف یه جای کارش می لنگه، یه حرفایی مثل رهبری داهیانه و یا خردمندانه و این جور چاپلوسی ها دوره اش به سر اومده. نشه دوباره یکی رو بزرگ کنن و براش تولد بگیرن و دست و پاشو ماچ مالی کنن و بگن  این دیگه خود خودشه. ما این چیزا رو قبلا دیدیم. هم تو دوره شاه دیدیم هم تو دوره جمهوری اسلامی، دارم الان به کسانی که ادعای رهبریشون میشه توصیه می کنم که اگه دیدین یه عده چاپلوس افتادن دورتون تا دوباره دیکتاتور درست کنن محکم جلوشون وایسین . این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست این دفعه سکه یه پولتون می کنیم. ما تو عالم سیاست نه آدم مقدس می شناسیم و نه خدایگان. مثل یه آدم محترم بیاین تا جایی که می تونین چرخ کشور رو بچرخونین بعد هم که مردم نخواستن، مثل بچه آدم بدین دست یکی دیگه و برین سراغ نوشتن خاطرات تا تجربتون از بین نره.
من این حرفا رو گفتم که آقایون بدونن شتر سواری دولا دولا نمیشه.  اگه فردا دوباره یکی پا شه و یه حرفایی بزنه که میون مردم و مبارزان سیاسی اختلاف بندازه و یا بخواد مارو برگردونه سر همون خونه اول که سی سال پیش گولش رو خوردیم، دیگه مجبور میشم بگم که پالونش کجه.
میرزا
دهم دی ماه هزار و سیصد و نود خورشیدی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر